۱۳۹۳ اسفند ۳, یکشنبه


 


مبارزه طبقاتی و روند بحران نظام سرمایه داری


تحولات پر شتاب سیاسی اقتصادی در جهان سرمایه داری با سرعت سرسام آوری در حال حرکت است. نقطه عزیمت این شتاب حاوی دو نکته اساسی می باشد. مقابله و مهار بحران های افسارگسیخته نظام بربریت سرمایه داری از یک سو و تلاش برای ثابت نگهداشتن نرخ سود معین سرمایه و صاحبان سرمایه در ابعاد بین المللی از سوی دیگر در جریان است. جنگ، اشغال نظامی، حمله سبعانه به سطح معیشت توده های وسیع کارگران و فرودستان، به یک روند دائمی بدل شده است. تحمیل ریاضت های اقتصادی خرده کننده بر تهدیستان، دانشجویان، محصلین، بازنشتگان،مستمری بگیران، بیکارسازی ها در ابعاد میلیونی هچنان ادامه دارد. اعتیاد، تنفروشی، تجارت انسان، جهالت قرون وسطائی مذهبی، جنگهای قومی نژادی در ابعادی جهانی سیستم موجود بشریت را بسوی یک نابودی مطلق سوق میدهد.
یکی از تغییرو تحولات مهم در سالهای اخیر، سال ٢٠١١، در نظام سرمایه داری، شورش های اجتماعی در شمال آفریقا و خاورمیانه میباشد. که در پی آن جابجائی بعضی از قدرت های سیاسی در منطقه شمال آفریقا را بدنبال خود داشته است. تشدید بحران اقتصادی که با بحران مالی در امریکا شروع گردید، بسرعت به اروپا و خاصه به یک بحران سیاسی اجتماعی فراگیر در خاورمیانه و شمال آفریقا تبدیل شد.
جرقه تشدید بحران حاضر کاپیتالیستی با بحران وام های مسکن در سال ٢٠٠٧، در قلب جهان سرمایه داری مالی یعنی ایالات متحده امریکا آغاز شد و بسرعت به سراسر جهان گسترش یافت. در پی امواج سهمگین این سونامی اقتصادی، تمامی محافل و بنگاه های عریض و طویل سرمایه داری دست بکار شدند تا با نسخه پیچی های متنوع برای وضعیت رو به وخامت موجود چاره اندیشی کنند. از بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول، تا پاپ اعظم در واتیکان و سازمان ملل،... همه و همه، برای نجات یک سیستم بنیاداً بیمار بحرکت در آمدند. اما بحران بسرعت به جنوب شرقی اروپا رسید و مانند یک گسل آتشفشان در یونان دهان گشود. در پی طرح کشور های اروپائی مبنی بر نجات این کشور از ورطه ورشکستگی اقتصادی، طرح ریاضت اقتصادی، با پیش شرط قصابی کردن خونین کلیه خدمات اجتماعی به اجرا در آمد. طرح ریاضت اقتصادی در یونان مانند یک جرقه در انبار باروت خشم و انزجار اجتماعی، اعم از کارگران، تهدیدستان، جوانان بی آینده، علیه وضعیت موجود بود. و موجب بروز شورش ها و اعتراضات و اعتصابات وسیع اجتماعی در این کشور گردید. طرح های ارائه شده توسط دول امپریالیستی یکی پس از دیگری بی مایگی خود را به نمایش گذاشت و نفرت اجتماعی نسبت به سیستم حاکم را هر چه بیشتر افزایش داد. اعتراض در همه جا در حال گسترش است، بحران بار دیگر روحیه انقلابی را در جامعه بیدار کرده است. مردم ایسلند که تا چند وقت پیش جزء شیفتگان سینه چاکه سرمایه و بازار آزاد بودند، در یک همه پرسی از باز پرداخت بدهی ها به بانک ها سر باز زدند. آنها همانند دیگر معترضین در اروپا نظیر اسپانیا، فرانسه، پرتقال، انگلستان، ایتالیا، اسرائیل، ایرلند، در صفوف میلیونی، شامل جوانان بیکار و کارگران در اعتراض به ریاضت های اقتصادی به خیابانها ریختند و اعلام داشتند، که تاوان بحران را آنانی باید بپردازند که مسبب این وضعیت هستند.

۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه





گل همين جا ست!
همين جا برقص !
«کارل مارکس»

بياد تمامی جانباختگان زندانیان سیاسی بویژه جانباختگان کشتار تابستان٦٧

تاريخ تاکنونی انسان بويژه استثمارشوندگان همواره با جدال و مبارزه رقم خورده است. از زمان پيدايش مناسبات بر پايه اقتصاد کالائی تا کنون همواره طبقات برای بقای خود به ستيزو پيکار برخواسته اند. در اين ميان فروشندگان نيروی کار برای زنده ماندن و جلوگيری از خطر مرگ در اثر گرسنگی مبارزه رکن اساسی و اصلی را در زندگی روزمره اشان ايفا نموده است. زيرا تا مادام که طبقات وجود دارند جنگ و کشمکش طبقاتی هم در جريان است. در اين رابطه دولت بمثابه يکی از رويکردهای طبقه مسلط اجتماعی از نظر سياسی اقتصادی و... بوجود می آيد، که وظيفه حفظ و حراست وضعيت موجود، سازمان دادن نظم طبقاتی، سامانيابی حقوقی قضائی و مجموعه عواملی که ميتواند در سيطره تمرکز تسلط بلامنازع اقتدار دولتی خود را تثبيت کند. تا در سايه اين نظم معين به اقتدار و تداوم سياسی طبقاتی خود ادامه حیات دهد.
تاريخ مبارزه طبقاتی پرولتاريا همواره شاهد اين رخدادها بوده است، با نگاهی به گذشته و دنيای معاصر درخواهيم يافت که چه بر سر انسان رفته است. در پنج قاره جهان هم چنان فروشندگان نیروی کاردرچنگال جنگ،کشتار بی وقفه، شقاوت و بيرحمی عليه بشریت، که جزء لايتجزای ديکتاتوری طبقاتی هار و عريان نظام کاپيتاليستی میباشد در جريان است .
با عمیق تر شدن بحران نظام سرمايه داری و کاهش نرخ سود سرمايه های مالی و صنعتی سرمايه داران، تشدید افزایش بار اين بحران بر دوش طبقه کارگر و فرودستان جوامع از طريق افزايش بيکار سازی، رسوب دستمزدها، موجب فقر عمومی درجامعه گردیده. در کشورهای متروپل اشکال ويژه خود را اين وضعيت دنبال می کند. بدليل انباشت مناسب سرمايه و ترکيب ارگانيک بالای سرمايه از طريق جذب بخش اعظمی از ارزش های اضافه توليد شده در کشورهای پيرامون باعث می گردد تا سرعت فقر و بيکار سازي ها نرخ کندتری را نسبت به کشورهای پيرامون دنبال نمايد. نتيجتاً برای جبران مافات اين پايين آمدن نرخ سودها در کشورهای متروپل، می بايست اين فوق سود از طريق کشورهای پيرامون تامين گردد. اين روند در پی خود نياز به يک اقتدار دولتی و سرکوبگر به معنای اخص کلمه را طلب می کند تا در سايه اين تمرکز دولتی نظم مورد نظر سرمايه امپریالیستی را ترغيب کند.


۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه





این هم یکی دیگر از جنگ های طبقاتی ماست بر علیه بورژوازی !!!  

در دفاع و همبستگی با جریان انقلابی کمونیست بین المللی که اخیراً مورد حمله و توطئه کثیف پلیسی ضد انقلاب بورژوایی قرار گرفته است.
 

بگذار طبقات حاکم سرمايه و دوستان رنگارنگش از چپ و راست عليه فعالين انتقادی درون جنبش کارگری ژاژخواهی کنند. عليه آنان تهمت و افترا بزنند آنان را بی اطلاع از وضعيت کارگران بدانند. ولی ما بی اعتناء به اين ياوه گوئی های پوچ و بی اساس به راه خودمان می رويم و بنابر رسالت تاريخی مان حقايق را برای طبقه مان آشکار ميسازيم.
 


۱۳۹۳ فروردین ۲۰, چهارشنبه







مقاله ای که در زیر می آید در نقد یکی از جریانات انترناسیونالیستی میباشد که چندی پیش نگاشته شده است. (۱)


تأملی بر مقاله انتخابات و مسئله اتمی در ایران.

در ارتباط با انتخابات، ماخذ جریان مذکور برای توضیح تحولات سیاسی و کشمکش های جاری بین باند های حکومتی مبتنی است بر انتخابات در جامعه ایران، و کلیه تحولات را از دریچه انتخابات و دمکراسی پارلمانی مورد بررسی قرار میدهید. با نیم نگاهی به برگزاری هر انتخاباتی در کشورهای مختلف جهان، قبل از اینکه طبقات حاکم تنور انتخابات را داغ نگهدارند، احزاب سیاسی اعم از چپ و راست، اولترا چپ، از هر گرایشی، از طیف تحریم کنندگان گرفته تا موافقین انتخابات، تئوری وجود ی همگی آنها بر یک عمل مشترک ارتجاعی استوار است، کلیه گرایشات مذبور بر این باورند که بدلیل نبود دمکراسی و غیر دمکراتیک بودن حکومت در جامعه از شرکت در انتخابات سر باز می زنند. که خود اتخاذ روش تحریم هم عملاً برسمیت شناختن انتخابات است. زیرا آنان از نخستین سازمانها و احزابی هستند که به کارزار تبلیغاتی با اهداف متفاوت وارد میشوند و با بحث دمکراسی پارلمانی و مسئله قدرت از طروق مختلف طرح اهداف سیاسی و طبقاتی خود را طرح میکنند. از اپوزیسیون دولتی ملی مذهبی تا سازمان اکثریت، حزب "کمونیست کارگری" و دیگر احزاب چپی، و جریانات بورژوائی راست همه آنان در یک نقطه نانوشته مشترک و سهیم اند و آن چیزی نیست جز تمسک به انتخابات و تابع ساختن تحولات سیاسی- اقتصادی از مجاری پرداختن به انتخابات در ادوار مختلف.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۵, پنجشنبه






آشويتس نظام سرمايه داری باز هم  قربانی گرفت

خبر کوتاه اما تکاندهنده، بنا بر اخبار منتشره، در روز چهارشنبه ٢٤ آوریل، در اثر ریزش یک ساختمان ٨ طبقه در بنگلاش در يکي از کارخانه های توليد پوشاک بیش از ۲۰۰ نفر کشته و ٧٠٠ نفر زخمی و صدهها نفر در زیر آوار گرفتار شده اند. بنابر آخرین خبر ها تا کنون ١٠٠ نفر از زیر آوار نجات یافته اند. اين اولين باری نيست که کارگران نگون بخت بنگلادشي قرباني مطامع  بربريت سيری ناپذير صاحبان سرمايه و استثمارگران ميشوند. چندي پيش هم، بيش از صدها تن از کارگران در همين دوزخ آدم سوزی نظام جهل و جنون سرمايه داری جانشان به تلي از خاکستر تبديل شد. بنابر گزارش رسانه های بین المللی هزاران نفر از هم زنجیران این قربانیان برای نجات جان کسانیکه در زیر آوار مانده اند در محل حضور دارند. شایان ذکر است که در دوزخ سرمایه داری در بنگلادش بیشتر کارخانه های تولید پوشاک ٢٤ ساعته کار میکنند.

۱۳۹۱ بهمن ۲۳, دوشنبه







تشدید بحران سیاسی در جبهه ارتجاع سرمایه داری در ایران

 درپی استیضاح  یکی ازوزرای (وزیر کار، تعاون و تامین اجتماعی) کابینه بورژوا گانگسترهای حاکم در مجلس، بحران سیاسی در ایران اوج کم سابقه ای بخود گرفت. استیضاح فوق منجر به تشدید صف آرائی سیاسی  جناحهای ارتجاع سرمایه داری در ایران شد. آنچه که در مجلس ارتجاع سرمایه داری در خلال کشمکش باندهای حکومتی بر سر عزل یکی از مهرهای باندهای رقیب در ایران اتفاق افتاد، باتلاق متعفنی بود که به یُمن حادتر شدن بحران نظام سرمایه داری، از درون دالانهای مخوف و تاریک حکومتی رژیم سرمایه داری اسلامی گوشۀ  پنهانی از آن آشکار گردید. در پی عزل وزیر کار، احمدی نژاد در صحن علنی مجلس وحُوش اسلامی دست به افشاگری زد و به پخش فیلمی از گفتگوی برادر رئیس مجلس (فاضل لاریجانی) در ارتباط با فساد مالی با سعید مرتضوی که یکی از آدمکشان حرفه ای جمهوری اسلامی میباشد اقدام کرد. بنا به گفته رئیس جمهور حکومت ترور و وحشت اسلامی سرمایه، این فیلم ٢٥ ساعته حاوی گفتگوهائی است پیرامون  خواسته های نامشروع و سواستفاده های مالی بین طرفین. احمدی نژاد با نشان دادن این فیلم، رئیس مجلس ارتجاع سرمایه داری و بستگانش را متهم به سواستفاده از مناصب حکومتی میکند. در مقابله با این حملات احمدی نژاد، علی لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع هم دست به اقدام زد؛ وی احمدی نژاد و نزدیکانش را متهم به فساد مالی و ارتباط با خارج و تحت پیگرد قانون اعلام کرد. بعد از حملات لفظی لاریجانی علیه باند رئیس جمهور، احمدی نژاد خواستار وقت برای پاسخگویی شد که لاریجانی به او وقت نداد و گفت شما "شئونات اسلامی" را رعایت نکردید، اتهام زدید. به همین دلیل شما حق صحبت ندارید و وی را تلویحاً از مجلس ارتجاع اخراج کرد. متعاقب این واقعه سیاسی در مجلس رژیم، صبح روز بعد سعید مرتضوی بازداشت شد. بدنبال آن احمدی نژاد طی یک مصاحبۀ کوتاه با لحنی تهدید آمیز در رابطه با دستگیری مرتضوی ابراز تاسف کرد و اعلام داشت در بازگشت از سفر مصر به این مسئله رسیدگی خواهد نمود. سعید مرتضوی بعد از ٢٤ ساعت بدون هیچ گونه توضیحی از سوی مقامات قضائی رژیم آزاد شد.

۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه



جنگ داخلی در سوریه آینده ای نامعلوم




هر روز گزارش و تصاویر جدید و تکانده ای از خشونت های خونین در سوریه  منتشر میگردد. طبقه بورژوازی حاکم سوریه به رهبری بشار اسد، بی محابا سوریه را غرق در شعله های آتش وخون کرده است. در همان حال فرقه های ارتجاعی متشکل در نیروهای  "ارتش آزاد" سوریه  که توسط دول مرتجع و امپریالیستی تجهیز میشوند به اقدامات خونبار و حملات تلافی جویانه  خود ادامه میدهد. برای توده ها ی تحت ستم و استثمارشونده، ستمگری ها و خونریزی طبقه حاکم سوریه بی شباهت به اعمال گروههای مسلح موجود نیست. قتل عام های فزآینده، آوارگی هزاران نفر از مردم بی دفاع اعم از زنان، کودکان، و تودههای ستمدیده، حکایت از تداوم فاجعه انسانی دیگری میدهد که آفرینندگان این اوضاع هولناک جناح ها، محافل و دول ارتجاعی و امپریالیستی میباشند. شهر حلپ، یکی از شهر ها و مراکز مهم صنعتی در سوریه، که هم اکنون به یک دژ نظامی مخالفین و دستجات مسلح رژیم سوریه تبدیل شده، شاهد صحنه های خونبار بیشماری بوده است. این شهر تا همین اواخر از خشونت های هر دو جناح مرتجع تا حد زیادی در امان مانده بود، اما افزایش موج خشونت های مرگبار در سراسر سوریه، این شهر را نیز به کام خود فرو برد.  بنابر اخبار منتشر شده تنها در ماه تیر امسال حدود یکصد نفر روزانه توسط طرفین درگیر در جنگ به خاک و خون کشیده شده اند. آمارهای متعددی پیرامون کشتار در سوریه منتشر شده است که ارقام  مختلفی را اعلام میکند، برخی تعداد کشته شدگان را بیش از  ٢٠٠٠٠ نفر تخمین زده اند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه


نزاع امپریالیستی  بر سر نام گذاری خلیج ایجاد شکاف و انحراف در مبارزه طبقاتی است!

 سیاست های امپریالیستی جهت توسعه و گسترش حوزه  نفوذ و استثمار کاپیتالیستی اشکال متفاوتی دارد. یکی از اشکال کلاسیک و دائمی آن، تبلیغ و ترویج افکار پوسیده و نژادپرستانه در میان ملل کشورهای مختلف بخصوص در کشورهای سرمایه داری پیرامونی است. این کشورها بدلیل موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی- اجتماعی، دارای ظرفیت های لازم سرمایه گذاری برای اهداف استثمارگرانه بورژوازی میباشند.
 پس از فروپاشی بلوک شرق و پایان جنگ سرد ما شاهد عروج مجدد جنبش های ارتجاعی ناسیونالیستی، مذهبی ... هستیم. دوره ای که در آن نسل کشی و جنگهای امپریالیستی تداوم دارد.

۱۳۹۰ بهمن ۲۸, جمعه






کشمکش های امپریالیستی میان ایران و غرب

در تداوم مناقشات سیاسی میان حکام ایران و دول غربی بویژه ایالات متحده امریکا، پیرامون فعالیت های اتمی دولت جمهوری اسلامی،  تحریم های گسترده یکی پس از دیگری توسط دولتهای غربی اعلام میگردد. این در حالی است که چندی پیش حکام ایران، از سوی مقامات دولت امریکا به توطئه دست داشتن در ترور سفیر عربستان سعودی و انجام پولشوئی متهم شده اند.  تشدید و تهدید تحریم ها زمانی شدت یافت که نیروهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی برای قدرت نمائی در تنگه هرمز اقدام به برگزاری یک مانور نظامی کردند. پس از آن سخنگویان مختلف طبقه حاکمه ایران رقبای امپریالیست خود را تهدید به بستن تنگه هرمز نمودند و همچنین اعلام کردند که از تردد نفت کشها و عبور و مرور کشتیرانی در منطقه خلیج جلوگیری خواهند کرد. همزمان به ناوگانهای نظامی امریکا هشدار دادند تا آبهای خلیج را ترک کنند. سخنگویان محافل مختلف بورژوازی میگویند که تحریم ها برای متوقف کردن فعالیت های هسته ای دولت ایران، مراکز مهم اقتصادی را مورد هدف قرار داده است. بر اساس اعلام دول مذکور تحریم ها شامل بخشی از بانکها، معاملات تجاری، تحریم اشخاص حقیقی و حقوقی نیروهای نظامی و دولتی میباشد. طبق آخرین بیانیه منتشره از سوی اتحادیه اروپا به پیروی از فراخوان دولت امریکا مبنی بر تحریم خرید نفت و قطع مبادلات با بانک مرکزی بزودی این تحریم ها به اجرا گذاشته خواهند شد. روز پنجشنبه ٢۹ دیماه ١٣۹٠  برابر با ١۹ ژانویه ٢٠١٢ ، باراک اوبا در واکنش نسبت به انتقادات تند جهموری خواهان امریکا که همواره  وی را متهم میکنند که در مقابله با برنامه های اتمی ایران با قاطعیت عمل نمیکند،: اعلام داشت که تحریم ها به رهبری ایالات متحده امریکا اقتصاد جمهوری اسلامی را دچار آشفتگی کرده است. دول امپریالیستی متشکل در " شورای امنیت " که در حال حاضر قدرت برتر را در اختیار دارند، تاکنون یک بیانیه و ٦ قطعنامه در باره برنامه اتمی رژیم ایران صادر کرده اند. به گفته "مقامات امریکا دایره فشارهای سیاسی و اقتصادی بر رژیم تهران هر روز تنگتر میشود". در همین باره  بورژوا گانگسترهای حاکم بر ایران هم به سبک و سیاق رقبای امپریالیست خود رجز خوانی کرده و اتهاماتی را به دول غربی نسبت داده اند. نظیر ترور متخصصین فعالیت های اتمی، خرابکاری در سیستم های کامپیوتری مربوط به سایت های برنامه انرژی هسته ای و بالاخره خرابکاری در بعضی از مراکز نظامی رژیم در ایران.

۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه





وال استریت قلب جهان سرمایه مالی را اشغال کنید!

وال استریت یکی از مراکز مهم مالی، فساد و تباهی نظام سرمایه داری امپریالیستی، این قلب جهان سرمایه مالی، در محاصره خشم جوانان و فرودستان بستوه آمده از نظم موجود قرار گرفت.« وال استریت را اشغال کنید» نام جنبشی است که طی چند هفته اخیر از طریق درج این فراخوان دراینترنت اعلام موجودیت کرده است. این جنبش با الهام از شورش های اجتماعی  در شمال آفریقا ، خاورمیانه و اروپا  دست به چنین اقدام متهورانه ای زده است. همانگونه که در خبرها آمده است اولین اقدام جنبش مذکور تصرف وال استریت به عنوان سمبل قدرت سرمایه داری مالی بود. متعاقب آن  پل بروکلین بمدت چند ساعت توسط مردم مسدود گردید. تظاهرکنندگان  پس از مقاومت  در مقابل  خشونت و بیرحمی پلیس،  با دستگیری ٧٠٠ نفر از معترضین   به عقب رانده شدند. فراخوان  یاد شده رفته رفته به یک جنبش اجتماعی  فراگیر تبدیل شده است. هزاران نفراز مردم معترض با الهام گرفتن از تجمع و تحصن در میدان التحریر مصر، میدان خورشید اسپانیا، باستیل در فرانسه مدت دو هفته است که در پارک آزادی در مانهاتان تحصن کرده اند. این تجمع اعتراضی وارد سومین هفته از مبارزه خود شده است. «جنبش اشغال وال استریت»، ترکیبی است از اقشار متفاوت اجتماعی که حضور گسترده و فعال جوانان بیش از هر چیز در آن جلب توجه میکند. همانند جنبش های اجتماعی اخیر در شمال آفریقا و خاورمیانه، یونان، اسپانیا، فرانسه، ایرلند، بریتانیا و شیلی، حضور جوانان در این اعتراضات بسیار چشمگیر است. این جوانان بودند که ابتدا مشعل مبارزات را برافروختند و سپس با حضور شورانگیز طبقه کارگر مبارزه شکل گسترده تری بخود گرفت. در آنجا مردم معترض در گروههای مختلف پیرامون حرکات و فعالیت های شان بشکل مجمع عمومی به بحث و گفتگو می پردازند، با مشارکت و مساعی صمیمانه با هم برای پیش برد امر مبارزه شان طرح و نقشه می ریزند. هر معترضی براحتی در پشت میکروفون قرار میگیرد و نظراتش را با حاضرین در محل در میان میگذارد. شایان ذکر است که از زمان آغاز جنبش فوق  یک برنامه تلویزیونی نزدیک به جنبش آنارشیستی بنام «انقلاب جهانی» (١ ) اعتراضات را بطور مستقیم از طریق اینترنت پخش میکند. در محل تحصن فضائی مملو از همبستگی و روابط  خوب انسانی برقرار است. سیل پیام های همبستگی از سراسر ایالات متحده امریکا و دیگر نقاط جهان با معترضین در محل در جریان است. کمکی های غذائی و تدارکات از سراسر امریکا برای متحصنین ارسال میشود. 

۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه




مبارزه طبقاتی و روند بحران نظام سرمایه داری
 
تحولات پر شتاب سیاسی اقتصادی در جهان سرمایه داری با سرعت سرسام آوری در حال حرکت است. نقطه عزیمت این شتاب حاوی دو نکته اساسی می باشد. مقابله و مهار بحران های افسارگسیخته نظام بربریت سرمایه داری از یک سو و تلاش برای ثابت نگهداشتن نرخ سود معین سرمایه و صاحبان سرمایه در ابعاد بین المللی از سوی دیگر در جریان است. جنگ، اشغال نظامی، حمله سبعانه به سطح معیشت توده های وسیع کارگران و فرودستان، به یک روند دائمی بدل شده است. تحمیل ریاضت های اقتصادی خرده کننده بر تهدیستان، دانشجویان، محصلین، بازنشتگان،مستمری بگیران، بیکارسازی ها در ابعاد میلیونی هچنان ادامه دارد. اعتیاد، تنفروشی، تجارت انسان، جهالت قرون وسطائی مذهبی، جنگهای قومی نژادی در ابعادی جهانی سیستم موجود بشریت را بسوی یک نابودی مطلق سوق میدهد.
یکی از تغییرو تحولات مهم ماه های اخیر سال ٢٠١١، در نظام سرمایه داری، شورش های اجتماعی در شمال آفریقا و خاورمیانه میباشد. که در پی آن جابجائی بعضی از قدرت های سیاسی در منطقه شمال آفریقا را بدنبال خود داشته است. تشدید بحران اقتصادی که با بحران مالی در امریکا شروع گردید، بسرعت به اروپا و خاصه به یک بحران سیاسی اجتماعی فراگیر در خاورمیانه و شمال آفریقا تبدیل شد.
جرقه تشدید بحران حاضر کاپیتالیستی با بحران وام های مسکن در سال ٢٠٠٧، در قلب جهان سرمایه داری مالی یعنی ایالات متحده امریکا آغاز شد و بسرعت به سراسر جهان گسترش یافت. در پی امواج سهمگین این سونامی اقتصادی، تمامی محافل و بنگاه های عریض و طویل سرمایه داری دست بکار شدند تا با نسخه پیچی های متنوع برای وضعیت رو به وخامت موجود چاره اندیشی کنند. از بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول، تا پاپ اعظم در واتیکان و سازمان ملل،... همه و همه، برای نجات یک سیستم بنیاداً بیمار بحرکت در آمدند. اما بحران بسرعت به جنوب شرقی اروپا رسید و مانند یک گسل آتشفشان در یونان دهان گشود. در پی طرح کشور های اروپائی مبنی بر نجات این کشور از ورطه ورشکستگی اقتصادی، طرح ریاضت اقتصادی، با پیش شرط قصابی کردن خونین کلیه خدمات اجتماعی به اجرا در آمد. طرح ریاضت اقتصادی در یونان مانند یک جرقه در انبار باروت خشم و انزجار اجتماعی، اعم از کارگران، تهدیدستان، جوانان بی آینده، علیه وضعیت موجود بود. و موجب بروز شورش ها و اعتراضات و اعتصابات وسیع اجتماعی در این کشور گردید. طرح های ارائه شده توسط دول امپریالیستی یکی پس از دیگری بی مایگی خود را به نمایش گذاشت و نفرت اجتماعی نسبت به سیستم حاکم را هر چه بیشتر افزایش داد. اعتراض در همه جا در حال گسترش است، بحران بار دیگر روحیه انقلابی را در جامعه بیدار کرده است. مردم ایسلند که تا چند وقت پیش جزء شیفتگان سینه چاکه سرمایه و بازار آزاد بودند، در یک همه پرسی از باز پرداخت بدهی ها به بانک ها سر باز زدند. آنها همانند دیگر معترضین در اروپا نظیر اسپانیا، فرانسه، پرتقال، انگلستان، ایتالیا، اسرائیل، ایرلند، در صفوف میلیونی، شامل جوانان بیکار و کارگران در اعتراض به ریاضت های اقتصادی به خیابانها ریختند و اعلام داشتند، که تاوان بحران را آنانی باید بپردازند که مسبب این وضعیت هستند.

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

-->



در جامعه سرمایه داری، بورژوازی هر چند سال یکبار این فرصت را به پرولتاریا میدهد تا سرکوبگران خود را انتخاب کنند!

حدوداً نه ماه از اعتراضات و شورشهای خیابانی در ایران میگذرد. در این روزها، توده های معترض و متوهم به روند تقلبات بورژوائی انتخابات به خیابانها ریختند.این اولین باری نبود که در انتخابات بربریسم سرمایه داری تحت حاکمیت جمهوری اسلامی تقلب صورت میگرفت.روایدهای چند ماه اخیر موجب شد تا گروهها و احزاب سیاسی چپ و راست سرمایه، هر کدام بر اساس موقعیت و جایگاه نظری شان مواضعی را در این باره اتخاذ کنند. واقعه اخیر یکی از همان تند پیچ های سیاسی تاریخی بود که جریانات سیاسی خودشان را با آن باز تعریف کردند.این تند پیچ های سیاسی تاریخی همواره سنگ محکی بوده است برای تعین نقش و جایگاه هر نیروی سیاسی در مبارزه طبقاتی. خصلت نمای این تند پیچ ها اینست، برخی از نیروی های سیاسی در قبال اوضاع سیاسی جامعه مورد نظر، هوشیار تر میشوند و برخی دیگر در اعماق جامعه سرمایه داری سقوط میکنند.انتخابات اخیر هم یکی دیگر از همان تند پیچ های سیاسی و سرنوشت سازی برای اینگونه احزاب بود. این واقعه برای انقلابیون کمونیست انترناسیونالیست، اتفاق جدیدی در تحولات سیاسی جامعه سرمایه داری بشمار نمیرفت. زیرا بنیادهای نظری این جریان فکری اجتماعی آنان را در برابر این رویدادها به لحاظ نظری مسلح و بهینه کرده است. چرا که جنبش انقلابی انترناسیونالیستی همواره از این اصل تخطی ناپذیر در جامعه سرمایه داری حرکت کرده و بر این مهم پای فشرده است و با صدایی رسا اعلام کرده که، در عصر زوال و گندیدگی نظام سرمایه داری امپریالیستی، طبقه کارگر تنها با متوسل شدن به قهر انقلابی و با اتکا به شوراهای سرخ مسلح خود میتواند ماشین سرکوب بورژوازی را منهدم نماید و قدرت سیاسی را تصرف کند. تا از این طریق به نابودی مالکیت خصوصی در راستای برچیدن کار مزدوری همت گمارد. بنابر این در دروره کنونی مجاز نیست تا در نمایشات بورژوازی تحت عناوین مختلف انتخابات پارلمانی و غیره شرکت کند. شرکت در این نمایشات ارتجاعی بهر دلیل تائیدی است بر تمامی توحش و بربریت نظام سرمایه داری.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۱, جمعه

-->



مختصری پیرامون کمونیست چپ

در جنبشی که تحت نام کمونیسم تاریخاً وجود داشته، ما مسخ آن، و انحراف بنیادی از آن، و در نهایت سرهم بندی شدن یک دستگاه ایدئولوژیک سیاسی، که هیچ ارتباطی با بنیادهای فکری مارکسیسم انقلابی ندارد.
تمامی جریانات موجود چپ تحت عنوان "کمونیسم" تبلوری از دستگاه فکری چپ بورژوازی میباشند. این جریانات در مبانی اساسی مارکسیسم و درک کمونیسم مارکس، دارای انحرافات فاحش و غیر قابل سازگاری با تئوری انقلابی مارکس در رو در روئی کامل قرار دارند. ترند سوسیال دمکراتیک در درون این سازمانها، احزاب نهادینه شده و آنان را تا مغز استخوان فاسد کرده است.
بنا بر این برای گسست و برش تاریخی از این دستگاه فکری باید از مانیفست و با مانیفست حزب کمونیست آغاز کرد.
نقطه عزیمت بنیادهای فکری چپ بورژوازی را میتوان آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 قرار داد. خیانت و ارتداد رهبران انترناسیونال دوم و تصمیمات ضد انقلابی آنان در قبال جنگ امپریالیستی موجب شد تا در درون احزاب کارگری آن دوران صف بندی های جدیدی شکل بگیرد.انترناسیونال دوم که با نام بین الملل سوسیالیست ها شهرت یافته بود اولین کنگره آن بسال 1889 در پاریس برگزار گردید.