۱۴۰۰ آذر ۸, دوشنبه

 



در برابر اپوزیسیون قلابی و جناح های مختلف چپ و راست بورژوائی- ضد انقلابی، تنها گزینه ممکن: تداوم مبارزه طبقاتی پرولتاریاست. زنده باد مبارزه طبقاتی ضد سرمایه داری                       

چپ بی بصیرت از فرط گیج سری یا درویش مسلکی را پیشه خویش میسازد و به توجیه این جهان وارونه به هرزه درائی، تحریف و دروغ روی می آورد. و در زیر عبای آخوند های استثمارگر و هار اسلامی سرمایه، شعر و غزل و رجز خوانی می سرآید. و در مقابل شیطان بزرگ و استکبار جهانی، با پهلوان پنبه های، اسلامی نظیر قاسم سلیمانی معدوم، وصلت می گزیند و به مریدان " محور مقاومت علیه استکبار" می پیوندد. 

یا اینکه از فرط د موکراسی خواهی به لجنزار شووینیزم و به تفاله سلطنت خواهی تبدیل میشود و در مدح و ثنای مورثی بودن تاج و تخت به مشاطه گری می پردازد. آنگاه نام این عمل شنیع را هم میگذارد، مدرنیزم، مدنیت و تکثُر گرائی! و در دفاع از خاک، میهن و ابا اجدادش هذیان گویی پیشه ی خود میسازد!

۱۳۹۹ فروردین ۳۱, یکشنبه








از سرتا پای نظام بربریت سرمایه داری خون، کثافت و لجن می بارد. سرمایه داری تنها به سود می اندیشد.
کل سیاره زمین و بشریت از دست سیستم سرمایه داری منحط، بیماراند و ویروس کرونا چیزی جز
آخرین تجلی نامیمون آن نیست.

سرمایه داری منشا تمامی بدبختی ها و مشقات نه تنها طبقه کارگر، بلکه کل بشرت است.

همه گیری ویروس کرونا در سراسر جهان تاکنون موجب مرگ هزاران نفر گردیده و همچنان در حال گسترش و قربانیان دیگری را به کام مرگ میکشاند. در کلیه کشورها توسط طبقات حاکم سرمایه حالت فوق العاده، " قرانطینه" اعلام نموده اند. بیمارستانها مملو از بیمارانی هستند که بخشاً در وضعیت وخامت باری بسر میبرند. کلیه بیمارستانها با کمبود شدید تجهیزات پزشکی روبرو هستند. در برخی از کشورها نظیر ایتالیا، وضعیت جنگی اعلام شده است. و این همه در حالیست، که شواهد موجود نشان میدهد در جائیکه برای اولین بار ویروس کرونا توسط پزشکان در چین کشف و فاش گردید، طبقه حاکم سفاک چین بدلیل حقظ موقعیت سیاسی- اقتصادی و موقعیت ویژه ایکه در اقتصاد جهان ایفا میکند، بلافاصله با ارعاب و تهدید به سرکوب پزشکان مربوطه پرداخت.


۱۳۹۸ اسفند ۲۵, یکشنبه






بربریت حاکم اسلامی سرمایه در منتهی عجز و ناتوانی در سراسر ایران  حکومت نظامی بر قرار نموده است.


رژیم بربرمنش اسلامی سرمایه با دست آویز قرار دادن مبارزه علیه کرونا در تمامی شهرهای ایران حکومت نظامی بر قرار نموده است. این در حالی است که شیوع و گسترش ویروس کرونا سرتاسر ایران را در بر گرفته و روزانه دهها تن کشته میشوند. و حکام ددمنش اسلامی سرمایه از بیم خیزش و شورش اجتماعی گرسنگان، در منتهی عجز و ناتوانی دست به چنین اقدام جنون آمیزی زده است. مسئول مستقیم تمامی فجایع در طی این چهار دهه، سیستم بشر ستیز سرمایه داری و طبقه حاکم فوق ارتجاعی در ایران است.


نبرد و مقاومت ادامه دارد، زنده باد مبارزه طبقاتی، کمونیزم یا بربریت!!!

۱۳۹۸ اسفند ۲۱, چهارشنبه






مارکسیسم یک نقد عمیق و رادیکال از جامعه و مناسبات استثمارگرانه کاپیتالیستی است
!!!


برخی ها با سماجت احمقانه ای؛ امروزه مارکسیسم را منسوخ میدانند. آنان عدم تحقق انقلاب کارگری در جوامع غربی را گواه بی اعتبار بودن نظریات مارکس میدانند. برای آنان مارکسیسم به سده گذشته تعلق داشت چرا که از نقطه نظر آنان طبقه کارگر، این عامل بالقوه تحقق انقلاب سوسیالیستی، در این جوامع چنان دست خوش تغییرات شده که آن رسالتی که مارکس برای آنها قائل شده بود دیگر امروز مصداق ندارد. این به هیچ وجه یک نظریه جدیدی نیست و قدمتش به قدمت خود مارکسیسم میرسد. 

۱۳۹۸ بهمن ۳۰, چهارشنبه






در عصر زوال و گندیدگی نظام سرمایه داری امپریالیستی؛ انتخابات و پارلمانتاریسم، یک نهاد کهنه شده و ارتجاعی است و تحت هیچ شرایطی در یک برنامه کمونیستی جائی ندارد!




طرح شعار" تحریم" انتخابات خود نوعی تائید سیستم موجود است!
طیف تحریم کنندگان، بر این باور سخیف پای می فشارند؛ که بدلیل نبود "دمکراسی و غیر دمکراتیک" بودن حکومت در جامعه از شرکت در انتخابات سر باز می زنند. که خود اتخاذ روش "تحریم" هم عملاً برسمیت شناختن انتخابات است. زیرا آنان از نخستین سازمانها و احزابی هستند که به کارزار تبلیغاتی با اهداف متفاوت وارد میشوند و با "بحث دمکراسی پارلمانی" و مسئله قدرت از طروق مختلف طرح اهداف سیاسی و طبقاتی خود را مطرح میکنند. از اپوزیسیون دولتی، ملی- مذهبی تا سازمان اکثریت، حزب "کمونیست کارگری" و دیگر احزاب چپی، و جریانات بورژوائی راست همه آنان در یک نقطه نانوشته مشترک و سهیم اند و آن چیزی نیست جز تمسک جستن به انتخابات و تابع ساختن تحولات سیاسی- اقتصادی از مجاری پرداختن به انتخابات در ادوار مختلف.



۱۳۹۸ بهمن ۲۸, دوشنبه







تأملی بر انتخابات در جامعه سرمایه داری!
در جامعه سرمایه داری، بورژوازی هر چند سال یکبار این فرصت را به پرولتاریا میدهد تا سرکوبگران خود را انتخاب کنند!


در ارتباط با انتخابات در جامعه سرمایه داری، ماخذ کلیه جریانات سیاسی موجود برای توضیح تحولات سیاسی و کشمکش های جاری بین احزاب و باند های حکومتی مبتنی است بر انتخابات. در جامعه ایران آنها کلیه تحولات را از دریچه انتخابات و دمکراسی پارلمانی مورد بررسی قرار میدهند. با نیم نگاهی به برگزاری هر انتخاباتی در کشورهای مختلف جهان، قبل از اینکه طبقات حاکم تنور انتخابات را داغ نگهدارند، احزاب سیاسی اعم از چپ و راست، اولترا چپ، از هر گرایشی، از طیف تحریم کنندگان گرفته تا موافقین انتخابات، تئوری وجود ی همگی آنها بر یک عمل مشترک ارتجاعی استوار است. کلیه گرایشات مذبور بر این باورند که بدلیل نبود "دمکراسی و غیر دمکراتیک" بودن حکومت در جامعه از شرکت در انتخابات سر باز می زنند. که خود اتخاذ روش "تحریم" هم عملاً برسمیت شناختن انتخابات است. زیرا آنان از نخستین سازمانها و احزابی هستند که به کارزار تبلیغاتی با اهداف متفاوت وارد میشوند و با بحث دمکراسی پارلمانی و مسئله قدرت از طروق مختلف طرح اهداف سیاسی و طبقاتی خود را مطرح میکنند. از اپوزیسیون دولتی ملی مذهبی تا سازمان اکثریت، حزب "کمونیست کارگری" و دیگر احزاب چپی، و جریانات بورژوائی راست همه آنان در یک نقطه نانوشته مشترک و سهیم اند و آن چیزی نیست جز تمسک به انتخابات و تابع ساختن تحولات سیاسی- اقتصادی از مجاری پرداختن به انتخابات در ادوار مختلف.


۱۳۹۸ بهمن ۲۷, یکشنبه







کودکان کار یکی از قربانیان اصلی نظم بشر ستیزانه کاپیتالیستی هستند!


یکی دیگر از کودکان کار و استثمار در استان یزد قربانی حمله سگ‌های وحشی شد!

کاپیتالیسم بر تلی از اجساد و خاکستر میلیونی بشریت بویژه طبقه کارگر و مردم ستمدیده جهان بنا شده است


کودکان کار مانند بسیاری از تودههای استثمار شونده هر روزه قربانی مطامع کثیف سیستم سرمایه داری میشوند ، سیستمی که بر اساس، سود، ارزش اضافه و انباشت سرمایه بنا شده است، آنها یعنی استثمار شوندگان یا در جنگهایی که توسط امپریالیستها بر پا میدارند کشته میشوند. و یا از طروق دیگری قربانی نظم بشر ستیزانه سیستم سرمایه داری میگردند.


۱۳۹۸ بهمن ۲۳, چهارشنبه







پوپولیسم، ساده سازی، گمراهه و انکار حقایق مادی در جامعه است
.

آن مسلک ماترياليستی که آدميان را محصول اوضاع و احوال و تربيت ميداند و معتقد است که برای تغيير آدميان بايد اوضاع و احوال و تربيت را تغيير داد فراموش ميکند که اوضاع دقيقا به دست آدميان تغيير مييابد و اين خودِ مربّی است که نياز به تربيت دارد. «مارکس»


نیاز نیست تا برای تحریف تاریخ دست به سفسطه گری زد و ردای فرشته بر تن خویش و دیگرانی کرد، که در رواج، سرکوب، استثمار، واپسگرایی و به تباهی کشاندن جامعه عصر خویش نقش مهمی ایفا کرده اند. باید افکار منحط، ضد انقلابی و پوسیده آنها را بی محابا به دست نقد بیرحمانه ماتریالیستی تاریخ سپرد. واین فرجام زشت و نامیمونی کسانی است که نمیخواهند درست بیندیشیند و از آن مهمتر نمی خواهند راست بگویند و در بند سیاست های ضد انقلابی، رفرمیستی، فرقه ای و مصلحت جویی گرفتارند. درهم گوئی، تناقضگویی، دروغگویی و تحریف، اجزاء لایتجزائی سیستمی هستند که میخواهد نادرست را درست جلوه دهد.



۱۳۹۸ بهمن ۲۲, سه‌شنبه





فاشیست ها دوباره سر از فاضلاب های متعفن و تاریک تاریخ بیرون جهیدند و فاجعه آفریدند. 



صبح پنجشنبه بیستم فوریه، در یک حمله جنون آمیز با سلاح های خودکار، در دو قهوه ‌خانه در شهر هاناو و محله "کسل‌اشتاد آلمان تا کنون ۹ نفر کشته و دهها تن زخمی شدند. که بنا بر برآوردهای اولیه دولتی (قوه قضاییه آلمان) حمله و کشتار فوق الذکر دارای انگیزه های نژاد پرستانه بوده است.

برای طبقه کارگر ضرورت مبرم ایجاب میکند تا با قدرت در برابر ظهور و جست و خیز دیوان وار فاشیست ها و حملات آنها مقاومت کند.

۱۳۹۸ بهمن ۲۱, دوشنبه







تجربه ای خونبار از گذشته درسهایی برای امروز!
این روزها مصادف است با چهل و یکمین سالگرد جنبش سال۵۷ ، فی البداهه این موضوع موجب شد تا مجدّداً به درسهای تاریخی وگوشه هایی از وقایع مهم و عبرت آموز این جنبش را مرور کنیم.











میگویند: نه بخند نه اشک بریز نه محکوم کن بلکه مسائل را دریاب!

آيا قدرت گیری طبقه حاکم سرمایه اسلامی و در رأس آن "خميني" در سال ۵۷ ، مستقيماً بر تسخير انقلابي و ابتكار عمل مستقيم تودهھاي مردم در پائين متكي بود؟ اين چه مبارزه ي طبقاتي است كه جھت عيني ھر اقدام آن و به زعم روحانيتي كه پايگاه طبقاتي اش بورژوازي ھست به جاي آنكه عليه مكانيزم دولتي سلطه ي طبقاتي باشد، عليه مبارزات حقيقي طبقات استثمار شونده و زير سلطه است، به جاي آنكه عليه ماشين دولتي باشد، براي تقويت و تحكيم آن بوده و هست. حوادث سال ۱۳۵۷ ایران تجلی این حقیقت است، که تنها انقلاب در دستور کار روز ، در کشورهای پیرامون، همچنین در سایر نقاط جهان، انقلاب پرولتری است.
بر غم حضور فعالانه بخش های تولیدی نیروی کار طبقه کارگر در جنبش سال ۵۷، طبقه کارگر فاقد یک افق کمونیستی و سازمان انقلابی بود. در سال ۱۳۵۷، اعتراضات و اعتصاب بزرگ صنعت نفت که عملاً طبقه کارگر ورود خود را به کارزار مبارزات اجتماعی اعلام داشت. علائم هشدار دهنده را برای بورژوازی به حرکت در آورد. از یک سو بورژوازی ناتوان از سرکوب گسترده، که دیگر چاره ساز نبود، بلکه موجب رادیکالتر شدن هر چه بیشتر اعتراضات می شد، از سوی دیگر جامعه چنان دستخوش بحران سیاسی شده بود که طبقه حاکم دیگر قادر به هدایت و حفظ سکان قدرت سرمایه داری سلطنتی را نداشت. لذا بورژوازی می بایست بدیل سیاسی خویش را برای تداوم و بقاء نظام سرمایه داری ارائه میداد. جمهوری اسلامی اگر چه یک بدیل نامناسب ولی تنها آلترناتیو ممکن بورژوازی جهانی در آندوره بود. در چنین شرایطی است که خمینی توسط گرایشات راست و چپ دستگاه سیاسی سرمایه به وسط صحنه آورده می شود و روحانیت به ناگاه ضد امپریالیست می شود. جناح چپ دستگاه سیاسی سرمایه در تثبیت رهبری روحانیت به رهبری خمینی و صد البته ضد امپریالیست قلمداد کردن وی نقش فعالی ایفا کرد.


۱۳۹۸ دی ۱۶, دوشنبه






امپریالیسم امریکا، ترامپ، جمهوری اسلامی سرمایه، همه سر و ته یک کرباس هستند.

قربانبان اصلی جنگ، تحریم و سیاست های توسعه طلبانه امپریالیستی، کارگران و تودههای تحت ستم هستند.
با به هلاکت رسیدن یکی از سر دسته های تروریسم دولتی، «پاسدار سلیمانی» معدوم، موجی از پروپاگاندای دولتی در جهت بسیج و به بیراهه کشاندن افکار عمومی توسط رژیم درمانده به راه افتاده است. مرتجعین حاکم سرمایه قصد دارند تا با ایجاد فضای ارعاب هر نوع اعتراض اجتماعی را در نطفه خفه کنند. و در همان حال فجایع چهاردهه اخیر را با مستمسک قرار دادن قتل یک جنایتکار توجیه و ماستمالی نمایند.
چرا باید تاوان ماجراجویی های طبقات حاکم ارتجاعی سرمایه را کارگران و توده های فرودست بپردازند؟ رژیمی که بطور سیستماتیک چوبه های دار و درفش اش به راه است، رژیمی که به بدیهی ترین مطالبات کارگران با گلوله، شکنجه و اعدام پاسخ میدهد، رژیمی که از صدر تا ذیل رهبرانش، دزد و اختلاس گر هستند. تحریم و جنگ برایش برکت است! و تامین معیشت، آزادی مردم ستمیدیده هیچ اهمیتی برای این رژیم ندارد. در چنیین شرایطی حکام ستمگر سرمایه در ایران با دستاویز قرار دادن اوضاع بحرانی، برای کنترل و تشدید سرکوب، وضعیت فوق العاده درجامعه اعلام خواهند کرد. تا از این طریق سیاست های تبهکارانه و فوق ارتجاعی خود را به پیش ببرند.

۱۳۹۸ آذر ۲۳, شنبه





آیا براستی کارهایی که کارل مارکس برایمان انجام داده است؛ قدرش را میدانیم؟
مارکس به اتفاق یار و رفیق همرزم انقلابی اش، فردریش انگلس؛ با تدوین برنامه‌ و سند تاریخی به عنوان "مانیفست حزب کمونیست" آغازگر جنبش انقلابی شدند که دنیا را برای همیشه دگرگون کرد.

نقد از نظر مارکس ابزار مبارزه سیاسی است، مبارزه سیاسی برای برانداختن قدرت دولتی طبقات ارتجاعی حاکم و فتح قدرت سیاسی به دست طبقه انقلابی پرولتاریا که گام نخست و ضروری برای آزادی است. اما نقد و مبارزه سیاسی تنها به افشاگری منحصر نمی شود: این نقد در همان حال معایب خود توده های زیر ستم را نشانه میگیرد و توهم های آنان را بی رحمانه درهم می شکند، با نشان دادن فاجعه ای که اگر به وضع موجود ادامه دهند در انتظار آنهاست به آنان هشدار و در همان حال جرأت میدهد. مارکس بر خلاف عوام فریبان، عیب های مردم و حتی عیب های طبقۀ انقلابی را نمی پوشاند. او بی پرده، نادانی، دنباله روی، خود پسندی، خود خواهی، تنگ نظری، دوروئی، ریا کاری و بزدلی ای که میتواند در گروه ها، اقشار و طبقات مختلف مردم وجود داشته باشد، مبارزه میکند و در مقابل اینها قدرت اخلاقی پرولتاریای انقلابی، شهامت، بلند نظری و وسعت دید او را از جمله شرط های پیروزیش میداند.
 

۱۳۹۸ آبان ۱۴, سه‌شنبه








نکاتی پیرامون شورش های اجتماعی اخیر؛ از خاورمیانه خونین تا فرانسه، شیلی، اکوادور، شمال افریقا و سایر نقاط جهان.





تمامی جوامع طبقاتی از دل آتش و خون بارها و بارها تجدید آرایش یافتند، تا سرانجام پاسخ نهائی از دل این تغییر و تحولات بیرون آمد. پرولتاریا طبقه زایئده نظام سرمایه داری است و رسالت تاریخی اش آنست تا گورکن سرمایه داری باشد. پرولتاریا، یک طبقه انترناسیونالیست و آخرین طبقه اجتماعی است. طبقه ای است که فقط از طریق رها کردن کل بشریت میتواند خود را رها سازد. 

چالش بزرگی نظم حاکم بر جهان سرمایه داری را به مصاف طلبیده است. خیزش و شورش گرسنگان در اقصاء نقاط جهان، خاورمیانه خونین، آشوب و اعتراضات وسیع اجتماعی در عراق، لبنان، هنگ کنگ، یونان، اسپانیا، ایتالیا، پرتقال، امریکا...، و حالا در خاورمیانه خونین و 
فرانسه! شورشها در همه جا بویژه در خاورمیانه خونین رو به تزاید است. منبع اصلی این تحرکات اجتماعی حدت یابی بحران نظام کاپیتالیستی است. در عصر انحطاط و گندیدگی نظام سرمایه داری، این سیستم در عرصه تقسیم جهان به محدودیت هایش رسیده است و نظم موجود در آن چارچوب دیگر نمیتواند بر بحران نظام سرمایه داری غلبه کند. واقعیات موجود این سیستم را غرق در تناقض و تشنج کرده است. یکی از تشنجات جاری در سیستم موجود، تشدید رقابت های امپریالیستی در عرصه بین المللی میباشد که رهبری قدرت های امپریالیستی حاکم سنتی را به مصاف می طلبد. چالشی که امکان سلطه و رهبری امپریالیستی بر جهان را به روال گذشته با موانع جدی روبرو کرده است. مولفه های موجود از جمله تشدید بحران و تضادهای سیستم سرمایه داری، موجب گسترش شعله های خشم و شورش استثمار شونده گان علیه مناسبات ستمگرانه و ساختارهای سیاسی موجود در جهان خواهد شد.

تجربه نافرجام شورش های اجتماعی در شمال افریقا بویژه در تونس، مصر و یونان، (خاورمیانه و شمال افریقا) نشان داد، تنها یک مبارزه متحد و یکپارچه از طبقه کارگر، جوانان و تهیدستان، تحت رهبری انقلابی پرولتاریا با صفی مستقل، میتواند سرکوب و دیکتاتوری طبقات حاکم را درهم کوبد. در غیر این صورت منجر به تراژدی انسانی خواهد شد که قبلاً عراق و لیبی آنرا تجربه کرد و هم اکنون سوریه درگیر آنست. جنگ داخلی سوریه، که در آن هر روزه توده های ستمدیده و بی دفاع شاهد حمام های خون هستند، توسط نیروی های مرتجع و امپریالیستی بدانها تحمیل شده است.